گفت وشنود

  گفت و شنود فضل الرحیم رحیم ، باپوهنمل  داکتر عبدالواحدنظری

 قسمت اول

 اقای نظری یکی از شایستگان فرهنگی کشور ما محسوب می شود که در رشتهء  کارگردانی سینما و تلویزیون ، تحصیلات عالیش را در کشور بلغاریا ، به پایان رسانیده سند معادل دکتر را بدست اورده . که بعد از پایان تحصیل و برگشت بوطن ،سال شصت و یک خورشیدی با تلاش و پیگیری گسترده هنری و ادبی  به  کار های سینمائی  وتلویزیونی پرداخت که در سینمائی کشور ما تا امروز از آن فلم ها بنام فلمهای استثنا ئی هنری نامبرده می شود . از فلم های بلند سینمائی ساخته های  محترم نظری ، میتوان از " لحظه ها" ،" ارمان" ،" گمراه " و "هجرت "  و سریال کمیدی " د کونډی زوی "  نامبرد .علاوه  ازاین فلم های کوتاه ،  مستند ، هنری ، سینمائی و  تلویزیونی " ستا سو په هیواد  کی خر نسته " دری شپی دیوزرو یوی شپی څخه " ، " وطن پالنځی " ، کاغوشچی" ، "دلمر په لور" ، " افغانستان بیله شورویانو څخه "  به همت اقای نظری ساخته شده .

     دکترعبدالواحد نظری

با یک دقت و توجه  به  ارایه ها و فراورده های ادبی و هنری  محترم نظری ، در عرصه سینما  در می یابیم که وی در این زمینه ها علاوه از بهره گیری از آموخته ها و اندوخته های مسلکی و علمی که در ایجاد آثارش پرداخته ، از جانبی آنچه ما تا به حال از وی به عنوان فلم ویا نمایشنامه دیده ایم همه آمیخته با  ظرافت و دقت لازم  ، احساس و درک ،از میل و خواست مردم سرزمین اش است . در کار های سینمائی که تا به حال  از دکتر واحد نظری ، روی پردهء سینما آمده به وضاحت می توان دریافت که ریالیزم  به عنوان ذوق بینده تجلی بهتر و بیشتر در آنها  داشته و به ساختار اثر ش بنا بر فهم مسلکی  تسلط نیرومند دارد ، وسواس و دقت  اقای نظری ، به مثابه ء دایرکتر حساس و ظریف بین،  ساخته های سینمائی اش ،  را مبرا از زشتی ها و ناهمواری های ساخته که بیننده را به جای سردرکُمی و سرگیچی برعکس با خود همراه و همگام می سازد . و بینده با راحتی می تواند لحظه به لحظه راه رسیدن به مضمون فلم را احساس نماید .

دکتر واحد نظری ، نتنها در عرصهء سینما و تلویزیون ، خوبترین و بهترین ها را ساخته  بلکه در عرصهء طنز نویسی ،مجموعه های خیلی جالب و دلچسپی را تا به حال به نامهای " اگر ندیدی باور کن "، " گله راشه که یی گوری" ، واه ،واه گل سیب  "  دگه  چطور هستی "، " یک به دنیا صد به آخرت"  "آخر به یی څنگه سی" را به چاپ رسانیده که با توجه به عدم گستردگی ژانر طنز در رسانه های کشور ما کاری وی را می توان  یک حرکت فعال  ادبی در جهت رونق یابی طنز نویسی در کشور ما تلقی نمود . وقتی آدم طنز های آقای نظری ، را می خواند بی درنگ درمی یابد که دکتر نظری ، از ظرافت های ژانر طنز گرفته تا همه  به تاریکی ها باریکی های این هنر مسلط است . کار برد زبان طنز و انتخاب قالب های طنزی از دیگر ویژگی های است که در  کار طنز نویسی آقای نظری ، می توان یافت . افزون بر این همه از وی مقالات ، ترجمهء آثار در مورد سینما ،داستان برای اطفال ، سناریو برای فلم های کوتاه ، نمایشنامه ها ی کوتاه  در مطبوعات  داخل کشور و در رسانه های بیرون مرزی به نشر رسیده است. گفت وشنودی داشتم با محترم دکتر واحد نظری ، که توجه تو خوانندهء صاحب دل را به آن معطوف میدارم

رحیم -  چی زمانی احساس علاقنمدی نسبت به هنر تمثیل و سینما بوجود آمد و سرآغاز این علاقمندی را شما در کجا میبینید ؟

 نظری – اساساً اگر من در مورد زندگی خود به شما عرض کنم ، سینما برای ما بیشتر جنبهء تفریحی داشت هفته ء یکبار از طرف فامیل برای ما اجازه داده میشد تا به سینما برویم در آن زمان فلم های که روی پرده سینما می آمد اکثراً برای سرگرمی و تفنن بود آن فلم های نبود که چیزی بادیدنش در مورد سینما بیآموزیم و یا با هنر سینما آشنائی پیدا کنیم . ولی هفتهء یکبار فلم دیدن در مجموع و ضمناً شنیدن درامهای رادیو زمینه ساز ایجاد علاقمندیم که اگر من هم بتوانم ممثل شوم ، شد . در قدم نخست همان بود که در سال 1342 خورشیدی که هنوز متعلم صنف سوم مکتب بودم با برنامه های اطفال رادیو افغانستان ، وقت همکاریم آغاز شد علاقمندی سرشار ام به هنر تمثیل در کم ترین فرصت مرا به موقف " کاکا منجانی " برنامه اطفال رادیو رسانید کاکا منجانی ، کسی بود که در برنامه اطفال برای آنها قصه میگفت . در همین راستا به همت علاقمندیم و تشویق و لطف دوستانم به بخش درامها و داستانهای رادیو رفتم و در آنجا در درامه ها و داستانهای دنباله دار نقشهای را اجرای مینمودم رفته ، رفته پشتکار و علافمندی عمیقم  باعث آن شد تا غرض تحصیل  به خارج از کشور سفرنمایم و در رشته سینما تحصیلات عالی ام را به پایان برسانم .

رحیم – غیر از هنر سینما به کدام هنر ها ی دیگر علاقه دارید ؟

 نظری – من غیر از سینما به هنر های دیگر نیز علاقه دارم به تیاتر ، موسیقی ، نقاشی فوق العاده علاقه  دارم زیرا  این همه  آنچه هستند که یک هنر مند میتواند نتنها احساسات خود را در لابلای آن بیان کند بلکه در مواردی از آن بشکل بهتر در پرتو علاقمندی و رشد استعداد خود استفاده نماید. ولی با تاسف من هیچ یک از آلات موسیقی را نواخته نمی توانم اما ذوق و سلیقه ء انتخاب موسیقی برای فلمهایم را دارم در عرصه نقاشی من گاه گاهی تابلو های را نقاشی میکنم اما هیچ وقت مدعی نیستم که ارایه های نقاشی من اکادمیک هستند و یا من ادعا نمایم که در این هنر دست بالا دارم .

رحیم – اولین کار هنری شما کدام است و بر میگردد به کدام سالها ؟

نظری – آنچه  من گفتم با اجرای نقشها در درامها و داستانها و برنامه های مثل کورنی ژوند " زندگی خانواده" زراعت و یا سایر برنامه ها که در مجموع  ثبت دیالوگ ها را در بر میگرفت این کار هنری به شمار نمی آید ولی به هرحال برای من جداً قابل توجه بود زیرا دیگر امکانات در آنزمان در افغانستان ، موجود نبود و این یگانه امکاناتی بود که برای من میسر بود که از طریق آن میتوانستم بخت خود را به آزمایش بگیرم و اگر استعدادی موجود باشد در رشد و ارتقاء آن تلاش نمایم . نخستین کار های هنری من که به آن میتوان قسماً کار های اکادمیک سینمائی گفت در جریان تحصیلم و زمانیکه  بعد از تحصیل به کشور برگشتم میباشد از آنجلمه میتوانم از نخستین دیبوت من فلم " لحظه ها " بود که یک فلم هنری بلند هنری بود که با ارایه سمیولیک و سوریالیستی که در مضمون فلم وجود داشت به عنوان اولین فلم  روشنفکرانه ء در افغانستان ، شناخته شد  .

رحیم -  امروز که شما به مثابهء شخصیت مطرح در عرصه سینما کشور حضور دارید این همه را نتیجهء تشویق کی ها میدانید ؟

 نظری – بدون تردید حمایت  معنوی و تشویق خانواده ، دوستان  بویژه پدرم که با دقت علاقمندی های ما را زیر نظر داشت و با درک مناسب بودن آن زمینه های بهتر را از طربق تشویق برای ما مساعد میساخت تا باشد به شکل بهترو خوبتر آن به علاقمندی ما دست یابیم . من به هنر تمثیل علاقمندی داشتم و این را خانواده ما و بخصوص پدرم میدانست همیشه از طرف آنها بسیار تشویق میشدم ضمناً زمانیکه من متعلم مکتب بودم در اکثر برنامه هایی تیاتری و نمایشنامه  ها سهم فعال میگرفتم که این خود باعث میشد تا دوستان ، نزدیکان ما با گفتن یک کلمه خوب و تشویق کننده در مورد رول و یا نقشی که من اجرا کرده بودم موجب تشویق من کردند به هر حال  این همان کارهای بود که من در جستجویش بودم اما در افغانستان ،  در آنزمان امکاناتش یا نبودو یا خیلی محدود بود همین تشویق دوستان و نزدیکان واعضای خانواده و صاحب نظران گرامی در رادیو موجب گردید تا بتوانم با مقاومت و جدیدیت در این عرصه که علاقمندی فراوان به آن داشتم حداقل در این هنرآموخته ها واندخته های داشته باشم .

قسمت دوم

 رحیم -  شما قبل از اینکه به خارج از کشور غرض تحصیلات عالی بروید چی کار های هنری سینمائی داشتید و بعد از اتمام تحصیل که بوطن برگشیتد از کار ها و آفرینش های هنری تان در عرصه سینما بگوید ؟

نظری -  هر چند که قسمتی از این سوال را قبلاً پاسخ گفتم  . قبل از اینکه غرض تحصیل به خارج از کشور بروم نخست در برنامه  اطفال و سپس در بخش درام ها و داستانهای رادیو سهم فعال داشتم  که صرف  اجرا و ایفای نقش هابود که به هیچ وجهه کار برجسته  به حساب نمی آید ، هر چند که در داستان دنباله دار رادیوئی بنام  "عمرا و سکینه " نقش مرکزی قهرمان داستان را داشتم و برای اولین بار در ترجمه بعضی از نقشهای فلم " اندرزمادر" از زبان دری به زبان پشتو سهم گرفتم و بدین ترتیب نخستین بار به استدیوی افغان فلم رفتم و با یک  قسمت کار سینمائی  عملاً آشنا شدم و این اولین  تماس من با کارفلم و سینما بود که خیلی خاطره انگیز  برایم بود . اما در جریان  تحصیل در کشور بلغاریا ما مجبور بودیم که هر سال یک فلم سینمائی و تلویزیونی بسازیم که  فلم های کوتاه سینمائی و تلویزیونی  از ساخته هایم مورد توجه  دوستان ، همصنفان و استادانم قرار میگرفت و با تشویق و تمجید آنها استقبال میگردید . زمانیکه  بعد از تحصیل اکادمیک به وطن برگشتم اقدام به آفرینش های هنری در عرصه سینما نمودم که در ذات خود در سطح افغانستان، اولین ها بود گرچه من میپذیرم که خالی از نواقص و کمبودی نبوده بخاطریکه ما سینما بسیار مدرن و مجهز و اکادمیک نداشتیم و حتا امروز هم اگرما چند فلم ساخته شده را که از ارزش سینمائی برخوردار هستند مد نظر نگیریم  متباقی کار های سینمائی ما غیر اکادمیک ومسلکی ساخته میشوند . به هر صورت خوب  اگر فلم  لحظه ها را که من برای شما گفتم یکی از کار های سینمائی من است  که  بعد از برگشت  از تحصیل به وطن به ساختن آن اقدام نمودم در نظر بگیریم  فلم مذکور از طرف صاحبان نظران  و منتقدین عرصه سینما  به عنوان اولین فلم روشنفکرانه  شناخته شد و در سینما افغانستان ، با ارائه  ابسترک و سوریالیستی وساختار نمادیک خود مقام خاص را به خود اختصاص داد . فلم مستند پرورشگاه وطن که جایزه های متعدد گرفت اولین  تیاتر تلویزیونی را بنام " ریئس " بر اساس یکی از نوشته های عزیز نسین ساختم که تا آن زمان پارچه های تیاتری و نمایشنامه های کوتاه  از طریق تلویزیون به نمایش گذاشته میشد اما من در حقیقت آغازگر شکل اکادمیک تیاتر تلویزیونی آن بودم . تیاتر مذکور از طریق  مطبوعات وقت  مستحق جایزه شناخته شد . بعداً فلم بلند هنری آرمان را ساختم که این هم اولین فلم هنری رنگه  به زبان پشتو بود که تا آنزمان فلم پشتو در افغانستان، ساخته نشده بود همچنان اولین سریال تلویزیونی بنام " دکونډی زوی" بچه  بیوه را در سه قسمت یک ساعته ساختم که تا امروز علاوه از اینکه  مورد پسند مردم قرار دارد چنین چیزی تا به آن زمان ساخته نشده  بود.

رحیم – هموطنان ما که علاقمند سینما هستند از شما به عنوان یک سینماگر موفق توقع  ارایه های بیشتر سینمائی را دارند اما کار شما در عرصه ساختن فلم از شمارانگشتان بیشتر نیستند توضیح شما در این زمینه چیست ؟

 نظری -  اگر در مقایسه به تعداد زیادی از فلم  های ویدیویی امروز افغانستان ، که هر روز ویا در هر دو روز یک فلم ساخته میشود و روی پرده می آید که به هیچ وجهه فلم ها ی با رسالت و باهویت نیستند بلکه فلم های است که مردم را به انحراف و گمراهی سوق میدهد . و ذوق مردم را خرابتر میسازد، داستان های تکراری و ساختگی و شات های بی محتوا خلاصه کاپی فلم های بازاری که بدرد کسی نمی خورد به نظر من این فلمها اگر ساخته نشوند بهتر است. در مقایسه با این فلمها ، آنچه من تلاش نموده ام با آنکه من میپذیرم که فلمهای مذکور از نواقص خالی نیستند اما من خوش هستم که ساخته های سینمائی  من در خود رسالت هنری و هویت ملی را همراه داشته . من بعد از برگشت از تحصیل در سال 1362 در ظرف دوسال مجال آنرا یافتم تا فلم لحظه ها و دو سه فلم مستند و تیاتر تلویزیونی را بسازم سپس در سال 1365 برای چهار سال به صفت ریئس افغان فلم ایفاء وظیفه  نمودم که درآن زمان صرف فلم آرمان را ساختم مسوولیت های دولتی مجال بیشتر پرداختن به آفرینش های هنری را برایم نمی داد . همچنان بعد از آن ریئس انجمن سینمائی وعضو هیات رئیسه  اتحادیه هنرمندان افغانستان وهم چنان برای بار اول  تدریس  سینما را در درپوهنځی هنرهای زیبا پو هنتون کابل وچند کورس دیگراغاز نمودم  وبا وصف مصروفیت های کاری سریال تلویزیونی د کونډی زوی " بچه بیوه" را ساختم.  سپس با وخامت اوضاع سیاسی به شما بهتر معلوم است که من هم مانند هزاران هموطنم به دیار غربت پناه آوردم . با وصف نداشتن امکانات تلاش کردم فلمهای گمراه و هجرت را بسازم. و حالا که من به کشورم افغانستان، برگشتم زمانی به صفت رئیس تلویزیون آریانا ، بعداً به حیث رئیس تلویزیون شمشاد و متعاقباً به عنوان رئیس عمومی  تلویزیون ملی  مسوولیت های کاری و رسمی را به عهده داشتم و دارم که این همه زمینه ساختن فلم را برایم محدود ساخته و میسازد . ولی به هرحال من اگر در عرصه ساختن فلم به اساس گفته شما به شمار انگشتان ارایه های سینمائی دارم این را بهتر میدانم تا ساختن فلمهای بی محتوای که هیچگونه ارزش هنری ندارند این را نه برای خود و نه برای دیگران لازم میدانم . ولی من برای محصلین فاکولته هنرهای زیبا پوهنتون کابل و چی از طریق تلویزیون و چی در زمانیکه در خارج از کشور به سر میبردم به سینماگران جوان و تازه کار افغان ، اندوخته ها و تجربه سینمائی ام را قسمت نموده ام .

رحیم – قبل از اینکه شما به جهان سینما داخل شوید  کدام یک از ستاره های سینما کشورما و یا سینما کشور های خارجی به شوق و علاقهء شما اثر گذار بود میشوید از آنها نام ببرید ؟

 نظری -  در آنزمان که  ذهن من برای پذیرش هنر ویا صنعت سینما آماده میشد بی تردید چهرها وبازیگران بودند که  بالای ذهن من تاثیر معین داشند قبل از اینکه من برای فرا گیری تحصیلات عالی در عرصه سینما به خارج از کشور بروم با کار گردان ، هنرپیشه ها ، سناریست ها و سینما گران مشهور دنیا آشنا شوم  دیدن بعضی فلمها بر ذهن من تاثیر بویژه داشت  هر چند که در آن زمان ما آنقدر به مضمون درونی فلم پی نمی  برُدیم  اما فضائی ریالستیک که درفلم تصویر شده بود تاثیر عجیبی بر من میگذاشت این همان فلمهای روسی بود  هرچند که با نام های هنر پیشه ها ، دایرکتر و کارگردان این فلم ها آشنائی نداشتم ولی تاثیر گذاری این فلمها  بر ذهن من بیشتر از دیگر فلم ها بود. تمثیل بعضی از هنر پیشه های فلم های هندی مورد دلچسپی من قرار داشت همچنان فلم های غربی .

رحیم -  به نظر شما امروز سینما ما در کدام مرحله قرار دارد ؟

 نظری -  امروز صد ها پرودکشن فلم در کشور ما فعالیت دارند اینها هر روزاکثرا با ارایه  فلم های بی محتوا و بی هویت  سینما ی کشور ما را به مسخره میگیرند زیرا مردم دنیا با دیدن این فلم ها به این نتیجه میرسند که تمام باشنده های این کشور مشغول چنین اعمال هستند در حالی که چنین نیست . در این حالت هستند کسانیکه  از خارج کشور برگشته اند باا ندوخته هایشان  باساختن فلم های کوتاه سینمائی خوب مطابق به اصول و رسالت سینمائی این امید واری را به بار آورده اند که سینمائی کشور ما بسوی رشد و با لندگی  میرود

قسمت سوم

رحیم -  از دیدگاه شما آیا زمانی سینما ما بسوی رشد و فراز حرکتی داشت ، کدام سالها بود ؟

 نظری – در تاریخ سینما کشورما دهه ء شصت  را می توانیم سرآغاز سینما اکادمیک و مسلکی و نقطه رشد آن دانست در همین دههء شصت خورشیدی بود که یک حلقهء از کادر های مسلکی که عدهء شان تحصیلات اکادمیک در رشتهء سینما در کشور های مختلف خارجی داشتند و عدهء شان تجربهء بهتر و بیشتر کاری داشتند در زیر سقف افغان فلم ، گردهم آمدند و همزمان حمایت دولت از سینماگران موجب آن گردید تا ساخته های سینمائی آن دوره که مطابق ضرورت زمان روی پرده سینما آمده بود درخشش و ماندگاری را داشته باشد زیرا آن همه محصول نتیجه تلاش و عطف توجه کادر های مسلکی آگاه و با تجربه در هنر سینما بود افغان فلم، به عنوان یک مرکز انسجام امور سینمائی کشور توانسته بود نتنها در داخل کشور بهترین فلمها را تولید کند و با نمایش دادن آن در بعضی کشور های خارجی توجه آن کشور ها را به سینما کشور ما معطوف نماید . بدین ترتیب دهه شصت خورشیدی را میتوانیم به عنوان دورهء طلائی رشد سینما افغانستان ، یاد کرد .

رحیم -  به نظر شما تولیدات امروزه سینما کشورما ، کدام جهات مثبت و کدام جهات منفی را دارد ؟

 نظری – من میخواهم بطور خلاصه به این پرسش پاسخ بگویم و آن اینکه  ما یک تعداد فلمهای داریم که مایه افتخار سینما کشور ما هستند ولی با تاسف فلمهای هم داریم به هیچ وجهه نمی توانیم بر آن نام فلم را گذاشت ، این فلمها نتنها که بیانگر ذوق ، سلیقه و یا فرهنگ و عنعنات مردم و کشور ما نیستند برعکس آنهایکه به ساختن آن اقدام نموده اند فاقد دانش مسلکی و همچنان تجربهء در عرصه سینما هستند به هر صورت جلو ساختن همچو فلم ها باید گرفته شود هر چند که امروز با موجودیت فضائی باز یا دیموکراسی که در کشور ما موجود است کسی و یا موسسهء فلم کسی را سانسور نمیکند اما باید بگویم که همچو ارایه های بی محتوا و فاقد ظرافت های مسلکی و هنری موجب میشود تا بر داشت بیننده از فلمهای مذکور یک تصویر غلط از هویت و فرهنگ و سلیقهء مردم افغانستان  را به نمایش بگذارد من به این باورهستم نسل نو ، نسل جوان که بعضی آنها در رشته سینما تحصیلات مسلکی و اکادمیک دارند با ارایه های فلم های کوتاه با محتوا و مضمون عالی ، حضور با درخشش و امیدوار کننده در سینما امروز کشور ما دارند اگر مورد حمایت و تشویق دولت قرار بگیرند با صراحت می توانم بگویم که در آیندهء نه چندان دور سینما کشور ما به مفهوم سینما واقعی مسلکی و اکادمیک عرض اندام خواهد کرد .

رحیم – برای اینکه ما سینما به مفهوم واقعی آن را در کشور خود داشته باشیم نظر پیشنهادی مشخص شما در زمینه چیست ؟

 نظری – در قدم نخست باید سینما مورد حمایت مادی و معنوی وعطف توجه دولت قرار گیرد . – مرجع برای اتحاد تمام کادر های مسلکی عرصه سینما بصورت عملی بوجود آید . -  مرجع نقد و بررسی تولیدات سینمائی ایجاد شود . – برای تولیدات سینما کشورما بازاریابی و زمینه اشتراک در فیستیوالهای بین المللی مساعد گردد . با تشخیص سینماگران مستعد و تشویق و حمایت آنها ما میتوانیم زمینه رشد سینما را مساعد سازیم .

رحیم –  به نظر شما سینما یعنی چی ؟

 نظری -  سینما از نظر ارزش و ابعاد خود در حال حاضر جز زندگی انسان ها است زندگی امروز آنقدر با سینما نزدیک شده که بدون سینما زندگی نامکمل به حساب میآید . مقصد من اینست که سینما امروز در تمام عرصه های زندگی بشریت راه یافته است  سینما امروز اقتصاد است ، سینما تجارت است ، سینما سیاست است ،سینما تبلیغات است ،سینما تفریح است ، سینما فهم و دانش است سینما بیان دست آورد های تکنالوژی است یعنی در تمام عرصه های زندگی ما شامل شده و تاثیر گذار است امروز رشد سینما همپای رشد تکنالوژی است .  سینما اگر به شیوه درست و مثبت آن در جامعه فعال باشد در رشد و ترقی و استقامت ذهنیت جامعه موثر واقع میشود و اگر برعکس مورد بی توجهی و در جهت منفی حرکت نماید ضرر آن بر ذهنیت جامعه بیشتر از هرچیز دیگر است به این نقطه باید توجه جدی داشته باشیم .

رحیم -  میشود از آنهای نامبرید که به نظر شما خدماتی را در احیا و رشد سینما کشور ما انجام داده اند ؟

 نظری – از پیشکسوتان سینما کشورما میتوانیم از  رشید لطیفی، که کارش را از تیاترآغاز نموده بود و اولین فلم افغانی بنام عشق را ساخت  میخواهم با حرمت نام ببرم ، همچنان از فیض محمد خیرزاده با تمام محبت  میخواهم نام ببرم زیرا وی بعد از برگشت از تحصیل در خارج از کشور فلم مستند سینمائی بنام " بسوی عقاب " را ساخت علاوه  از این  مرکز تربیوی را در آن زمان برای علاقمندان هنر سینما تاسیس نمود که در واقعیت امر در زمره یکی از  کار های نیک برای رشد سینما کشور ما تلقی میشود . صمد آصفی ، که در آنزمان به صفت معاون افغان فلم اجرای وظیفه می نمود تحصیلاتش را در رشتهء عکاسی در جرمنی به پایان برده بود در عرصه فلمبرداری کار های زیادی را به سینما کشور ما انجام داده که  قابل قدر و یاد آوری است . از جمله کسانیکه در قید حیات هستند میتوان ازسلطان حمید هاشم  ، که نخستین رئیس افغان فلم بود و عبدالخالق علیل ، نامبرد که در رشتهء سینما تحصیلات شانرا را در خارج از کشور به پایان رسانیده بودند و بعد از برگشت به وطن اولین فلم هنری بلند افغانی را ساختند . همچنان ازاکبر شالیزی و سونارام تلوار، که به حیث اولین کمره مین ها در سینما کشور ما حضور یافتند  با تمام احترام نامبرد . هر چند که این سلسله ادامه دارد  اما در مقدمین سینما کشور ما میتوانیم از این شخصیت ها نام ببریم .             رحیم – تا جائیکه من در جریان هستم همین لحظه شما مصروف نوشتن کتابی در عرصه سینما کشور ما هستید میشود در زمینه اندکی بگوید ؟

 نظری – بلی من مصروف نوشتن کتابی تحت نام تاریخ سینما افغانستان ، هستم . به صورت پراگنده این جا و آنجا در مورد سینما کشورما چیز ،چیزی نوشته شده اما به نظر من ترتیب ، تنظیم و نشر یک کتاب تحلیلی در عرصه تاریخ سینما و برجسته ساختن کار های از سینما گران و فلمهای خوب سینما کشورما یک ضرورت است که من با درک همین ضرورت اقدام به نوشتن این کتاب نمودم قابل تذکر میدانم که این کتاب در متن خود بیشتر از دهه های پنجاه و شصت خورشیدی حرفهای از سینما کشور ما را در خود دارد با اضافه اینکه از قبل از آن و بعد از آن هم تذکراتی در خود را جا داده است . کتاب مذکور مانند همه آثار از کمبودی و نواقص مبرا نخواهد بود تا حد مقدور من تلاش کرده ام تا همه ارایه های سینمای کشورما را که در داخل و خارج کشورما به همت سینماگران ما تهیه شده  در متن این کتاب از نظر نه اندازم حتا خارجیهای که برای افغانستان ، فلم ساخته اند نیز نامبرده ام .

قسمت چهارم

رحیم – آقای نظری ، تعریف شما از طنز چگونه است ویا طنز را چگونه تعریف میکنید ؟

 نظری -  تعریف طنز به نظر من مانند هر پدیده ء  هنری وادبی خیلی کار مشکل است این بدین معنا که با نوشتن یک دو جمله بشکل مختصر ما میتوانیم طنز را تعریف نمایم اما اگر این نوشتار در حد یک کتاب باشد پس ما باید طنز را با ابعاد وسیع تر آن توضیح و تشریح نمایم .اصلاً طنز یک کلمه عربی است که در کشور ماهم به همین نام یاد میگرد. طنز یک ژانر هنری و ادبی است که انواع مختلف دارد ودر زبان های مختلف به نام های ایرونی، ساتایر ,سکوفینگ ... یاد میشود . در طنز معمولاً نواقص، کمبودیها و مفاسد موجود در یک جامعه بیان میشود لهجهء بیان طنز شیرین با کنایه، شکوه ورمز است ولی درعقب این کلمات ولحن به ظاهرخنده دارو شیرین با در نظر داشت عمق موضوع گریه  وتاثر قراردارد . با توجه به بیان ساده و خنده دار در طنزموضوع اصلی ژرفنای مضمون طنز را تشکیل میدهد. برای من طنز به مفهوم بعُد دوم آن است که بدون اینکه از آن بصورت مستقیم ذکری شده باشد خود را در لابلای شکل اولی ظاهر نماید . شیوه بیان بر ملاکردن کمبودیها ، و مفاسد آن نباید از حد کنایه های با مفهوم و خنده دار فرا تر برود و بصورت مستقیم به موضوع پرداخته شود . هجوه و هزل از جمله آن طنزی نیست که من به آن معتقدم .البته نباید فرا موش کرد که بر کس  ویا چیزی  خندیدن ویا  مسخره کردن کاری کسی نیست که خود از امراض ساری آن مفاسد وکمبودیها مکروبی شده باشد .بهترین طنز آن است که آدم از خود شروع کند تا بر دیگران بتازد.

رحیم – شما چی وقت به نوشتن طنز روی آوردید و اولین طنز شما چی عنوان داشت و در کجا نشر شد 

نظری – از روی مسلک اصلی ام که من دایرکتر فلم هستم برای من بسیار مهم بود تا من مشاهده داشته باشم ، شب و روز در جستجوی حوادث بودم در جستجوی چهره ها برای انتخاب در نقشها و ضمناً با عادات و رسوم  مردم روز تا روز آشنا تر میشد م . عکس العمل مردم را به عنوان چشم دید هایم روزمره می نوشتم یک زمان متوجه شدم که در این نوشته هایم موضوعات جالبی وجود دارد و از جانبی در جریان کار های عملی خود یافته بودم که استعداد وتوانائی طنز نویسی در من وجود دارد همان بود که به نوشتن طنز روآوردم . اولین طنزکه من نوشتم" ایستگاه تشکر" نام داشت که در سال 1362 شمسی در روز نامه  انیس نشر شد .

رحیم -  هدف شما از نوشتن طنز دیروز چی بود و امروز بکدام هدف طنز مینوسید 

نظری -  همانطوریکه  قبلاً گفتم که من قصد طنز نویسی را نداشتم بلکه میخواستم چشم دید ها و مشاهدات روزمره ء خودرا بنویسم و به اساس آن قوتمندی دید سینمائی و مسلکی ام را افزایش دهم ، برخورد های طبیعی و دقیق را در اجتماع دریابم که در جریان همین کار بود که من بسوی نوشتن طنز روآوردم و همین یادداشتهایم به من در این قسمت ممد واقع شدند . من همان وقت  و امروز و در مجموع هیچوقت طنز را صرف برای خندیدن ننوشته ام از نظر روانی یکتعداد از طنز های را که من نوشته ام هرچند که خنده دار هستند اما خودم بجای خنده گریه کرده ام و حتا امروز که بعد از سالها این طنز ها را میخوانم گلو ام را غم غصه میفشارد و گریه به چشمانم ناخود آگاه جاری میشود  زیرا مضمون این طنز ها انعکاس درد های است که موجب اذیت و آزار مردم ما میشد و میشود ومن هم مانند هر انسان با احساس در حالیکه آن درد را در قالب طنز ارایه می کنم ولی با خود می گرییم . بصورت خلاصه میخواهم بگویم که در هفت گزینهء طنزی که از این قلم اقبال چاپ یافته است در همه آنها درد های جامعه ما ، کمبودیها ، نواقص و مفاسد موجود در اجتماع ما بصورت دقیق انعکاس یافته است و طنز های من نسبت به خنده های شرین خنده های تلخ را بیشتر در خود دارد 

رحیم – چرا طنز در رسانه های کشور ما رونق بیشتر نداشته و ندارد ؟

 نظری -  با تاسف تابه حال در کشور ما به طنز به عنوان یک ژانر قوی ادبی نگاه نمی شود . بیشتر برداشت از طنز در جامعه ما یک لحظه خندیدن بالای چیز است . در مقایسه با شعر ، داستان طنز رشد همگون نداشته آنچنانیکه در عرصه ادبیات داستانی و سرایش شعر شخصیت های نام آور بیشتر داریم در عرصه طنز شمار آن از انگشتان یک دست ما بالا نمی رود . اما در حال حاضر من شاهد هستم که با یک دلچسپی به بسوی طنز نویسی از جانب جوانان و یا نسل جوان کشورما تلاش مثمر براه انداخته شده کتابهای متعددی در عرصه تیوری طنز و گزینه های طنزی این باورمندی را در ذهن انسان تقویه میکند که ما در آینده قریب دستآورد های بهتر و خوبتری در عرصه طنز خواهیم داشت . آنچه برمیگردد به پیشکسوتان این ژانر ادبی در کشورما ، من آرزو دارم تا آنها به تسریع این پروسه در ارتقا ظرفیت و سوچه گی طنز ، اندوخته ها و تجربه های شانرا با تازه کاران قسمت نمایند تا باشد روزی ما شاهد مکتب ویژهء طنز افغانی باشیم .

رحیم –  چی باید کرد تا طنز در رسانه های کشور ما جای پای بیشتر و عمیق تر داشته باشد ؟

نظری -  در حالت فعلی کشور ما در یک بحران قرار دارد که تا حدی هیچ کس نمی داند آینده چی خواهد شد. حرفهای زیاد و موضوعات مختلف و گوناگون بیشماری وجود دارد که با پرداختن به آن از طریق ارایه های طنزی  میشود به بیان  نواقص ویا  کمبودیهای موجود  پرداخت و از جانبی برای رشد پروسه جابجای طنز در مطبوعات کشور ما کاری را انجام داد . نباید فراموش کنیم که طنز تاثیرات معین با قوتمندی خاصی که دارد میتواند در سوی و سمت دادن جامعه به طرف اصلاح موثر و مفید واقع شود به گونه مثال : ادویه که بشکل کپسول با طمع تلخ طبعاً خوردن آن برای مریض مشکل تمام میشود و اگر این کپسول با مواد شرین آماده شود و طمع شرین داشته باشد خوردن آن برای مریض علاوه از اینکه تلخ تمام نمیشود بلکه ساده و آسان است که هدف اصلی همان علاج مریض است . در حال حاضر در کشورما نواقص ، کمبودیها و فساد بیداد میکند که باید وضع موجود در جهت اصلاح آن انتقاد شود به نظر من موثر ترین شیوه بیان انتقادی این حالت عطف توجه رسانه و مطبوعات کشور ما در قالب ژانر طنز به شیوهء درست آن میباشد.

جناب دکترعبدالواحد نظری ، از شما یک دنیا تشکر که به پرسشهایم با حوصله مندی تمام پاسخ گفتید .

پایان گفت و شنود با دکتر واحد نظری .

فضل الرحیم رحیم

28.04.2011