به نام مهربان مهرگستر

 

 

 

 تمام لشکریان دنیاازآن شما، فقط سینمارابه من بدهیدو یقین  بداریدکه درنبردباشما(من) پیروزخواهم شد.

 

  قبل ازآنکه به مبحث اصلی ام که برمحورهء آموزش ، تولیدوپخش فلم درگردش است بپردازم ؛برآنم تانگاهی گذرابه سینماوجایگاه سینمادراذهان بشروابعادمختلف اجتماعی داشته باشم : بدانسان که واضح ومبرهن است امروزه سینما بانام هنرهفتم تبارزنموده وبدین جهت لقب هنرهفتم راگرفته که هنری است که ریشه درشش هنرجهان داردگرچه همین نکته درجای خودبه مهم بودن سینمااشاره میکندامابایدیادآورشدکه سینمابانام هفتمین هنرجایگاه وکارآیی وی درابعادمختلف بی نهایت خلاقه تروگسترده ترازسایرهنرهابوده وهست تابدانجاکه بشرازبدوآفرینش بازبان تصویرواشکال سخن گفته وامروزه سینمانیزگونه پیشرفته ای ازهمان زبان تصویراست وازسویی سینماپدیده ای است که درطول سالیان متمادی ازنقطه نظرشخصیت های برجستهء بشری موردبحث قرارگرفته وهزاران دیدگاه مختلف درموردسینمابه پای میزبحث وگفتگوکشیده شده است وباوجودهزاران تحلیل وبررسی ومقیاس سینماباابعادی چون :هنر،صنعت ، اقتصاد،سیاست وغیره .... هنوزهم جایگاه قطعی ومحتومی سینماآن طورکه بایدبیان وتشخیص داده نشده است . اینهاهمه دلایلی است روشن ومنطقی برهمه پذیربودن سینماوجایگاه عظیم وی دربشر.

برجسته ترین پرسشی که درموردجایگاه سینمامطرح میشود؛تشخیص جایگاه سینماازلحاظ هنری وصنعتی است که آیاسینماهنراست یاصنعت ؟

این پرسش درذات خودبحثی عظیم رااحتوامیکندکه دامنه ءتحلیل آن وسیع است ونمیتوان دراین مجال مقال بدان پرداخت، اماسوای موضوعاتی چون اقتصاد،سیاست ، هنر، صنعت وغیره ... بزرگترین دلیلی که به اهمیت سینماوجایگاه آن منجرمیشودانس وعلاقه ء بیش ازحدورابطه تنگانگ مردم بااین پدیده است چناچه نقاشی هم هنرتصویراست وسینماهم هنرتصویراماچراتمام اقشاراجتماع ازقبیل :پیر،جوان، کودک و... سینماراانتخاب میکنندونقاشی راعده ای خاص .حال آنکه تاریخ نقاشی مربوط به هزارسال است اماسینماتاریخی صدساله رادربرمیگیرد. به باورمن سینماوروح وروان آدمی ملازم هم اندودوعنصرجداناپذیر.بشر

همواره به سینمانیازمبرم داشته وداردزیراسینمااست که میتواندارزنده ترین گام رادرعرصه خودباوری انسانی وتحولات زندگی بشری بردارد.

واینک میپردازم به چشم داشتم ازنقش سینمادرآینه آموزش:

برخی ازمسئولین براین عقیده اندکه سینمامانندیک گل زینتی است که بودنش خوب است امانبودش کدام لطمه ای به اتاق واردنمی کند. نمی توان چنین توصیفی رابه سینمانسبت داداین سینمایی که درهروهله اززندگی انسانی نقشی بارزراایفاکرده وبه مثابه بزرگترین سلاح پیشرفت وتکامل بشری محسوب گشته است .چگونه میتواندبودونبودسینماتفاوتی برروندتکامل بشری ایجادننمایدحال آنکه ابرقدرتان وتمامی اشخاص وافرادی که به درکی وافرازهستی رسیده اندازسینمامتأثربوده وازتأثیرپذیری سینمابراذهان بشردرهراس اند.اینجاست که سینمارول مهمی در عرصه ءآموزش نیزایفامیکند،ومی توان گفت  سینمادانشگاه عمومی است زیراازبدوپیدایش سینمابشربزرگترین بهره رادرراستای آموزش ازسینمابرده است ومن معتقدم که اگرعنصرآموزش راازسینماجداکنیم تاحدی جایگاه سینماروبه تضعیف میرودزیرااگرمشخصه ءآموزش درسینمانادیده گرفته شودتأثیرسینمابرابعاداقتصادی ،سیاسی ،هنری وغیره نیزکم میشود.سینمااست که سیاست رابرای مردم میشناساندوتغییراتی فاحش دررونداقتصادی به به بارمی آوردوموضوعاتی حیاتی چون:حقوق انسانی ، زراعت ،ساخت وساز، فرهنگ ،بهداشت، طرزالعمل های روابط اجتماعی وغیره به دورازشناسه ءآموزشی سینمابه مردم انتقال نخواهدیافت. وابعادفوق الذکربدون روندآموزشی سینماکه آنهارابه مردم معرفی میکندجایگاهی که کنون برخورداراندراحائذ نمیشدند.

نمیخواهم بحث رابه حاشیه بکشانم امالقب دانشگاه عمومی ازاین منظرزیبنده وسزاوارسینمااست که تمامی رسانه های سمعی ،بصری وطبعی زیرمجموعه دوبخش عمده قراردارندکه این دوبخش عبارتندازرسانه های سرد که رادیوومجلات وغیره رسانه های چاپی رادربرمیگیردورسانه های گرم که سینماوتلویزیون راشامل میشونداندیشمندان ازاین جهت لقب رسانه های سرد رابه رادیوورسانه های چاپی دادندزیرااین رسانه ها رسانه هایی اندکه مردم درآنهابیشترتولیداندیشه میکنندبدیهی است که هرروندآموزشی این رسانه  هابه تمام وکمال موردقبول مردم قرارنمیگیردزیرادراین امراندیشه خودمردم هم دخیل است امارسانه های گرم برعکس رسانه های سرد خودشان درمردم تولیداندیشه میکنندنه مردم برآنها.سینماهم درزمره ءهمین رسانه های گرم است که هراندیشه ای راتمام وکمال به خوردبیننده میدهدوبینندهء آن نیزاین اندیشه راهرچه که باشدقبول میکندزیرافطرت آدمی به گونه ایست که هرآنچه راببیندباورمیکندوسینماتصویرتمام وکمال یک اندیشه راروبه روی چشم بیننده قرارمیدهدواین بیننده بودن مختص به افرادیااقشارخاصی نیست بلکه تمام جامعه رامشمول است بدین منظوراست که لقب دانشگاه عمومی رابه سینماسپرده اند.

درمیان رسانه های سردسینمارسانه ای است که ازلحاظ آموزش غیررسمی جایگاه برجسته ای رابه خوداختصاص داده وشناسه سرگرمی سینماتنهایکی ازوجوه سینمااست که آنهم به خاطرپیشبرددرست آموزش دراذهان بشراست . باآنهم تجربه نشان داده که سینمابامشخصه ء آموزش غیررسمی خودبیشترازآموزش رسمی درتولیداندیشه وانتقال پیام توانسته مثمرثمرواقع گرددچنانچه اهمیت سینمابه لحاظ آموزشی ازهمان ابتدادردستورکارکشورهای متمدن وصاحب این صنعت بزرگ بوده است درهمان ابتدارادیوی آموزشی درسالهای پیش ازجنگ جهانی دوم به خصوص درآمریکای شمالی ،کشورهای اروپای غربی رواج وگسترش یافت درسالهای پس ازجنگ همزمان باورودتلویزیون وسینما به بیشترکشورهاتلویزیون آموزشی نیزروبه گسترش نهاددرایالات متحده آمریکابسیاری ازموسسات آموزشی ایستگاه های سینمایی تأسیس کردند وبیش از 60 ایستگاه تلویزیونی آموزشی نیزایجادشد دراین کشورهاسینماراصددرصددرسی میدانستندوبرنامه های آموزشی سینماعکس برداری ازتدریس  حضوری معلم وصنف درسی به گونه مستندبه شکل خاصی بازسازی شده بوددرواقع وظیفه ء تلویزیون آموزشی که سینمارانیزدرروندکارخودقرارداده بودکمک به رفع مشکلات کمی آموزشی درشریط کثرت شماردانش آموزان وکمبودمعلمین باتجربه ومسلکی کمبود تسهیلات وکمک درجهت انجام وظایف آموزشی ونظایرآن بود. واقعیت امراین است که آموزش غیررسمی ازطریق رسانه هامخصوصاٌ سینمامیتوانددرتمامی ساعات شبانه روزشیوه ء درست یک زندگی ایده آل رابه مردم آموزش دهد.

کاربردسینمادرروندآموزش غیررسمی  کشورهای مختلف شدیداًتابع هدف های توصیه ورشدآن کشورهااست ازاین روتفاوت های چشمگیری که درکاربردومحتوای آموزش سینمادرجوامع گوناگون یافت میشودکاملاًمنطقی است .

بایدیادآورشدکه علل اصلی شکست تلویزیون آموزشی که دراواسط قرن 20 ایجادشده بود فقدان تخصصی فنی ، محدودیت هاومنابع مالی بود.

 موضوع دیگری که درموردآموزش بایدبه آن اشاره کنم این است که اندیشمندان درتمام ممالک برای تعیین جایگاه اصلی سینما هرمی ترسیم کرده اند که دراین هرم سینماازلحاظ جایگاه بادوپدیده مهم بشری  که سیاست واقتصاداست مقایسه میشود وازلحاظ اولویت بندی جایگاه سینمادرهرکشورتغییرمیکند وشکل هرم درکشورهامختلف است واین علل به خاطرصفت آموزشی سینمااست که بسیارتأثیرپذیراست به گونه مثال درشکل هرمی ،سینمادرایران سومین جایگاه راازلحاظ درجه دارد ،زیرادولتمردان سینمابه بعدآموزشی سینماواین امرکه سینماچگونه میتواندواقعیت هارابه مردم آموزش دهدواقف اندبه همین دلیل درایران سیاست متآثرازسینمانیست بلکه سینمامتأثرازسیاست است تابتوانداوضاع رابدانگونه که سیاست ایران میخواهدجلوه دهدودراین راه بعدآموزشی سینماسهم فعال دارد گرچه سینمای ایران تلاش های بسیاری رابه لحاظ آموزشی انجام داده است اماخودسانسوری های سینماونظارت های فرادستانه ونقش بی حددولت درسینماباعث شده که سینمای ایران نتواندرسالت خودراازمنظرآموزشی ایفانمایدبه همین دلیل سومین جایگاه رادرشکل هرمی به خوداختصاص داده است  .

شایداگربشرخصوصیت آموزشی سینماراازسایرخصوصیات این پدیده ء عظیم سوامیکرد: دراروپاموج نودرسینماشکل نمی گرفت وسینماواندیشه رابطه ءتنگاتنگی باهم نداشتند، مخصوصادردهه 60 درفرانسه تبلورهیچ اندیشه ای درمناسبات دولت وملت وسایرمناسبات انسانی صورت نمی گرفت ازجناح دیگربشرنمیتوانست بامعضلات منطقوی وجغرافیایی چون جنگ وبحران تنهابانیروی انسانی مقابله کند، پس ازبررسی چندبرهه ء تاریخی میتوانیم بدین امرپی ببریم به گونه ءمثال : درآغازدهه 40 نظام سیاسی آمریکاباساخت فیلمی به نام (چرابایدبجنگیم ) به کارگردانی (فرانک کاپرا) درصدداین شدکه علت ورودآمریکارادرجنگ جهانی دوم به مردم توجیه کند. پس ازاتمام جنگ جهانی دوم به علت آنکه جوواتموسفیرآکنده ازیأس وناامیدی بودوروح مردم پس ازیک جنگ سخت بسیارخسته مینمودساخت فیلمهای موزیکال احساسی وکمدی رواج یافت که خندیدن وخوشحال بودن رابه مردم آموزش میداد. درمثالی دیگر:درایران سینمای آن کشورپس ازهردوره وآغازورودبه هردوره ای فیلمهای مختص به همان دوره رادردستورکارخودداردمثلادردهه ء 60 ساخت فلمهای حماسی وجنگی درزانردفاع مقدس پس ازدفاع مقدس واتمام ناامنی هادرایران ساخت فیلمهایی که مربوط به دوره سازندگی ، عمران (ساختمانی ) واصلاحات وبعدهاسخت فلمهای خانوادگی رادربرمیگیرد. ایران سی سال ثبات وامنیتش رامدیون سینمای آگاهش است .

ذکراین برهه های تاریخی ازاهمیت سینمادرامرانتقال اندیشه حکایت دارد

 دراین دوره های تاریخی سینمانقش یک معلم آگاه ودانارابازی نموده است معلمی که نیازمردم رادرک میکندومیداندکه چه آموزشی میتوانددرتغییروضعیت موجودسهم فعالی داشته باشد.

وبازیادآورمیشوم سینمابه عنوان بزرگترین سلاح انتقال اندیشه محسوب میشودکه گوشه های تاریک ابعادانسانی راموردهدف قرارداده اذهان بشرراشستشومیدهدوانقلابی دراندیشه هرفردبه وجودمی آورداین اموردرصورتی امکان پذیراست که سینمابامعیارهای سنجیده فعالیت نمایدامااگردرروندفعالیت سینماکوتاهی به عمل آیدوسینمانتواندبه گونه ء درست عرض اندام نمایداینجاست که انعکاس آن دراندیشه ء مردم کاملأبرعکس عمل میکند زیراسینمابادونیروی سازندگی وویرانگری خودازیکسوبه معرفی ارزشهای جامعه میپردازدوازسویی دیگرمیتواند ارزشهاوغنایم وعنعنات یک جامعه رابه کام نابودی بکشاند.

 

تأثیرآموزش بالای تولیددرسینمای افغانستان

 

روندآموزشی درسینمای افغانستان بابحرانی سهمگین روبه رواست واین چالش دلایل بسیاری رابه دنبال دارد

1 –  محصلینی که به دیپارتمنت های سینماراه پیدامیکنندمحصلینی اندکه ازآنها امتحان مانند سایر کشورها اخذ نگردیده است تا استعداد وعلاقه آنها ارزیابی گردد

موضوع دیگرکه  سینمای افغانستان رانارساجلوه میدهد-  دسترسی آسان اشخاص بی تجربه، به کمرهای دیجتال و نهایتاً تکنولوزی است . و موضوع دیگر عدم تحصیلات ودرک کامل اکثر سینماگران افغان ازمعنی واقعی سینمااست. کمترین سینماگری شروع به ساخت فلم میکندکه تحصیلات اکادمیک درراستای سینماداشته باشداغلب سینماگران افغان یادررشته هایی غیرازسینماتجارب کسب کرده اندیابه گونه تجربی فلم میسازندنه برحسب تحصیلات دقیق اکادمیک.

3 – ازمعضلات دیگر، عدم پشتیبانی وهمکاری های دولت باسینمای افغانستان است مسئولین افغانستان تمامی خصوصیات سینمارانادیده گرفته وسینمارادرحدیک سرگرمی صرف میدانندوبراین باوراندکه :برای افغانستانی که باسه دهه جنگ روبه روبوده است پیشرفت اقتصادی مهمترازپیشرفت سینمایی است حال آنکه ( درصورتی اقتصاداست که سینماباشد )

 

4- دلیل دیگری که باعث عدم آموزش صحیح برروند تولید است عدم اعتمادمردم به سینماوسینماگران افغانستان است، هم سان بانوسان افغانستان به سمت وسوی پیشرفت ومدرنیته شدن ، مردم افغانستان نیزخودبدین آگهی رسیده اندکه سینما تنهاجنبه ء سرگرمی ندارد اماچراهرپیام واندیشه ای که ازطریق سینمای افغانستان به مردم منتقل میشودمردم به چشم یک سرگرمی به آن مینگرند ؟

درپاسخ بدین سوال میتوان گفت که زیراسینمای افغانستان طی این چندسال تمام قوای خودرا درعرصه ءسرگرمی به کاربسته است به گونه مثال تولیدفیلمهای اکشن بافیلمنامه ای ضعیف وسوزه ای کلیشه ای ،فلم های عاطفی وانتقامجویانه که متأثرازسینمای سایرکشورهااست و....

 

5- ازسویی عدم همکاری رسانه های افغانستان باسینمای کشورمامشکلاتی جدی رابه بارآورده است ،هرگاه فیلمی تحت پالیسی منظم درسینمای افغانستان ساخته میشود رسانه های افغانستان بیننده هاومخاطبین رابهانه میکنند وبراین عقیده اندکه هرفیلمی که درآن تلویزیون هانمایش داده میشودبایدصرفاً ابعادسرگرم کننده رادرنظربگیردوازآنجایی که همین رسانه های خصوصی دامنه ء فعالیت سینمای خارجی رادرافغانستان وسعت میبخشند بانادیده گرفتن تولیدات داخلی ، درپخش فیلمهای خارجی که به هیچ وجه استانداردنیستند تلاش میکنندومانع پخش فلمهای تولیدی سینمای افغانستان میشوند. وازآنجاکه سینمای افغانستان درشناساندن خودبه مردم، به رسانه هانیازی مبرم دارد ناگزیراست که فیلمهایی راعرضه بداردکه تأثیرآموزش برروندتولیدراکمرنگ میکند واین همان دوراهه برگشت ناپذیری است که سدراه رسالت سینمای افغانستان قراردارد .ازسویی رسانه هابدون درنظرداشت پالیسی وزارت اطلاعات وفرهنگ وبدون درنظرگرفتن معضل بدآموزی سینمای خارجی دربهادادن به فیلمهای خارجی دست بازی دارند ودرمیان ابعادآموزشی سینمای خارجی چیزی نیست جزخشونت ،موضوعات غیراخلاقی ،بازی باغنایم فرهنگی وعقایدمردم متدین افغانستان .که این امر بی اعتمادی مردم را به پی داشته است

 

6 - ازسری مشکلاتی که به کاهش تولیدمنجرشده است نبودسینمای کودک درافغانستان است حال آنکه 50%تماشاگران راکودکان تشکلیل میدهندروی این ملحوظ ساخت فیلمهای سالم برای کودکان امری است حیاتی اماپرسش این است که آیامیتوان به فلم کودک درسینمای افغانستان نیزاشاره کرد؟

بایدپاسخ دادکه : هیچ جایگاهی به نام فلم کودک درسینمای افغانستان وجودنداردو کودک افغان به جای دیدن فیلمی که بایدتولیدشده سینمای کشورش باشدوبه اوراه رسم زندگی معیاری  ،طرزلعمل ارتباط بااجتماع وآداب معاشرت راآموزش دهد؛می نشیندبه پای فیلمهایی که خشونت وساختارشکنی هارابه وی می آموزانداین کودک افغان که بعدازسه دهه جنگ نیازبه آموزش صحیح دارد.

سینمای افغانستان بایدبشترین تلاشهایش رادرراستای تولید  فلمهای آموزشی  به کودکان اختصاص دهدکه نقش چشمگیری درتکامل کشورمان دارندوآینده سازان این مرزوبوم اندودرمیان اقشارافغانستان بزرگترین قشری اندکه بیننده هستندوتفاوتی برایشان نداردکه آنچه می بینندفلم افغانی است یاخارجی .آنچه قابل تأمل و تأمق است این است که کودکان بسیارفلم  تماشامیکنندوهمین فیلمهااست که درکودکان شخصیت سازی می کندوشخصیت آنان را درجهت مثبت یامنفی  رقم میزند.

 

7 - ازدیگرمشکلات ،عدم موجودیت افکاروایده های ناب سینمایی است وسینمای کشورمان ازکمبودایده های بکررنج میبردواین مشکل باعث شده که سینمای افغانستان بافقدان فیلمنامه های جامع وسنجیده نیزروبه روباشدحال آنکه فیلمنامه حرف اول رادرراستای تولید میزندزیراساختاروموضوع فلم مدیون فیلمنامه است

.بررسی چالش های تولیدوپخش در سینما

 

آگاهیم که میزان پیشرفت اقتصادی وصنعتی یک کشوروابسته به میزان پیشرفت سینمایی آن کشوراست واین روندکشورماراهم مشمول است. سوای وجه هنری، سینماوجه صنعتی نیزداردکه این صنعتی بودن سینما،رابطه ای نزدیک باخط تولیدفلم دارد وخط تولیدفلم بزرگترین علل تکامل اقتصادی یک کشوراست طبعاًوقتی خط تولیدفلم دریک کشورمتوقف گرددویاباسیری کندمواجه شودوضعیت اقتصادی آن کشورنیزبارکودمواجه میشود.فرهادتوحیدی که دررشته فیلمنامه نویسی تخصص دارد تولیدفلم رافعالیتی همگون باتجارت واقتصادمیداند. تولیدفلم امری است صنعتی زیراازسویی ابزاروآلات تولیدفلم فنی  اندوفن رابطه نزدیکی باصنعت داردچون اگربه خط تولیدفلم به چشم یک شرکت تجارتی بنگریم ؛ کارگردان  باکارگردانی فلم، رول اینجینری راداردکه بانظراتش دربهترشدن تولیدکالاسهم دارد ،تهیه کننده ،طراح ، دستیارو... عواملی اندکه منجرمیشوندتا تولیداین کالامراحلش راطی کندودراین شرکت تجارتی کالای تولیدشده یک فلم است. ذکراین مثال هاباعث میشودکه بدانیم تولیدفلم که بعضاًآنرایک سرگرمی میدانند چه رولی درصنعتی شدن وپیشرفت اقتصادیک کشوردارد برای اثبات این نظریه ها میتوان به سینمای آمریکا(هالیوود) اشاره کرد :درآمریکادرهرسال بیش ازهزارفلم تولیدمیشودکه نیت ساخت این فیلمهاکسب درآمددربازارهای داخلی وخارجی است وتولیدوپخش فیلمهای فوق الذکردرسرتاسرآمریکا

وحتی درتمام دنیاصورت میگیردوالبته تماشاگران بیشماری هم داردکه بااشتیاق فراوان درانتظارعرضه ء این فلم هااند. وقتی این روند طی شودویک فلم تماشاگران بسیاری رابه خوداختصاص دهد میتوان به تحول اقتصادی امیدواربود. طبعاًهرتولیدی که به سودآوری فرجام یابدصنعت است ودرتمام دنیافوایدهنگفتی ازصنعت سینمابه دست می آیدشرکت های بسیاری درراستای تولیدفلم فعالیت میکنندوازبین هزارفلم تنها10 فلم وجه هنری دارندوازبین این 10 فلم فقط چندفلم ماندگارشده درزمره ءفلم های کلاسیک قرارمیگیرند  ومابقی فلم های تجاری اند. پس ازتحقیقات به عمل آمده درسال 2005 دربالیوود(سینمای هند)افزون ازهزارفلم تولیدشده است که این فلمهاتنهایک درصدازکل درآمدجهان رابه خوداختصاص داده است یعنی به طوراوسط سالانه 900 فلم سینمایی سه ساعته ، روانه بازارهندمیشودومردم هندعلی رقم مشکلات اقتصادی که دارندفرهنگ تماشای این فیلمهادربین شان رواج یافته است گرچه ممکن است که فلم های تولیدشده کشورهای اروپایی نظربه فیلمهای هندی  پیشرفته ترباشندامامردم هندبه منظورحفظ وثبات سینمای کشورخودباسینماگرانشان همکاری میکنند.  نظربه گزارش روزنامه ء(دهلی استار) درمقابل هرروزدرهندوستان یک فلم تولیدمیشودواین امرباعث شده که هندوستان بزرگترین گامرادرراستای پیشرفت اقتصادی ازطریق تولیدفلم برداردوبالیوودهند به بزرگترین قطب صنعت گردشگری تبدیل شوداین درحالی است که درافغانستان درازای هر365 روز یک فلم هم تولیدنمیشودکه بتواندچرخه اقتصادی رابه حرکت درآوردواگراین گونه فیلمهاهم ساخته شودامکاناتی برای پخش آن وجودنداردتافلم به شهرت جهانی برسدوفروش پیداکند

ازسویی دیگردرافغانستان هرگاه شخصی میخواهدفلمی تولیدکندبایدازصفر شروع کندزیرانظام تولیدفلم درافغانستان بامشکلات جدی روبه رواست چه ازلحاظ لوکیشن ،طراحی صحنه ولباس و تمامی مواردی که لزوم دیدتولیدفلم است وغیره... ازسویی بسیاری ازابزارسینمایی موجودنیست وبه تناسب هرفیلمی بایداین ابزارتهیه شود علاوه براینهاسینمای افغانستان فاقداکشن (تحرک ) لازم است  ابزارسینمایی بسیارساده وابتدایی است که نمیتواندجامعه سینمایی راارضاء کندحتی پرتحرک ترین فلمهای تولیدی نیزازنوعی رخوت  وکم تحرکی رنج میبرند   

 علی رقم این چالش ها، فیلمی باامکانات شخصی فیلمسازباوجودتمامی مشکلات ساخته میشوداماجایی برای نمایش (پخش ) آن وجودنداردواگر جایی هم پیداشودباید پول هنگفتی بابت اجاره آن داده شودوسرانجام دریک سالونی که حداقل باید100 نفرتماشاگرداشته باشد20 نفرتماشاگرداردو 20 نفرتماشاگر این فیلمی که بامشقتهای فراوان ساخته شده است راتعدادی معتادین ،اشخاص بیکارودختروپسرهایی که ازخانه رانده میشوندتشکیل میدهندودراخیرپول همان اجاره هم به دست نمی آید( این است سرنوشت بزرگترین صنعت دنیادرافغانستان )؛کشورمابااین همه مشکل درعرصه پخش روبه رواست درحالیکه درآمریکا400 سالون سینماوجودداردوفیلمسازان دغدغه ای به لحاظ پخش فلمهای شان ندارندواین یکی ازتسهیلاتی است که دولت آمریکابرای سینماگران فراهم کرده است بنابراین طبیعی است که بسیاری ازراه های سوءاستفاده بسته میشود.

اگربخواهیم  روندتولیدفلم رادرسینمای کشورهای همسایه مثلاً ایران مقایسه کنیم پی میبریم که   ایران علی رقم تمامی مشکلاتی که دارد  سالانه مبلغ بسیارزیادی ازدرآمد حاصله از فروش نفت خودرابه سینمااختصاص داده است هم چنان وزارت ارشاداسلامی همان کشور درنظرداردکه سالانه 20 میلیاردرابه سینماگران اختصاص دهد بالمقابل درافغانستان هیچ سرمایه ای برای تولید تولیدفلم اختصاص داده نشده است .ازجناح دیگراگربه مشکلات تولیدفلم درافغانستان بپردازیم به این نتیجه میرسیم  که درسینمای افغانستان فیلمنامه ها،طرح هاوایده هاازترس سرقت ویافاش شدن تکثیرنمی شوندوتعددپیدانمی کنندوهرفیلمنامه ای که نوشته میشوددرمعرض نقدونظرسنجی کارشناسان قرارنمی گیردواین امورباعث میشودکه فلم تولیدشده بامشکلاتی فاحش روبه روشودویادرساخت آن تأخیرصورت بگیردکه روندتولیدرامختل سازددرحالیکه یکی ازقوانینی که مختص به خط تولیدفلم است سپردن فیلمنامه به اشخاص واجدشرایط سینماوکارشناسان سینمایی است که بایدپس ازاطمینان حاصل کردن ازصحت فیلمنامه بعداًآنرابه دست تولیدبسپارند فکرمیکنم مثالی بارزبراین مقوله آمریکاباشددرآمریکامخاطبین وکارشناسان فیلمنامه ای که قراراست به دست تولیدسپرده شودمشخص اند که پس ازتکثیر،هزاران کاپی ازفیلمنامه ای که درشرف تولیدشدن قراردارد دراختیارشان قرارمیگیرد .  ازسویی لازم است تا تشخیص داده شودکه مشکلات سدراه تولیدآیامشکلات سخت افزاری مثل: (وسایل تخنیکی چون کامره ،بوم ، لایت و...) است یامشکلات نرم افزاری چون (فیلمنامه، طرح  وایده ) یاهردو؟ زیرابسیاراتفاق افتاده که درقسمت نرم افزاری ایده ای تازه تبدیل به فیلمنامه ای بکرمیشودامامشکلات سخت افزاری سدراه تولیدآن فلم است ویابلعکس.

ازآنجاکه سینمای افغانستان جوان ونوپااست بایدازهمین ابتدادرجهت جلوگیری بحران های احتمالی گام برداریم یکی ازبحران های احتمالی تولیدات غیراستاندارداست که بایدتولیداینچنین فلمهاکاهش پیداکند ونیازی نیست که هرموضوع حسی تبدیل به فلم شودزیرابیشتراین موضوعات هنوزدرمرحله تولیدخام هستند ، درزمینه تولیدبایدچهارویزه گی شاخص رادرنظرداشت وبایدبین شان یک تعادل ایجادکرد که آن چهارویزه گی عبارتنداز: وجه هنری سینما، وجه صنعتی  وجه مخاطب که  مخاطب چقدرازفیلم استقبال میکندودیگری پیام است حال آنکه دربسیاری ازفیلم هادویاسه موردازمواردذکرشده دچارمشکل هستند.

اینچنین فیلمهارااگرازدیدهنری یاصنعتی درنظربگیریم فیلم های فوق نه درحوزه هنری ونه درحوزه صنعتی عملاٌکارآیی خودرادارندونه میتوانند مخاطب رابه سالن هابکشانندنه میتوانندرپیامی که به تماشاگر عرضه میکنندبامخاطب ارتباط برقرارکنند. به منظورتولیدفلمهایی که این معیارهادرآن رعایت شده باشدبایدکتابچه ای بالغ بر200 صفحه شامل مجموع قوانین مصوبه ترتیب شودو سینماگران بایدطبق وظایف قانونی به آیین نامه هاعمل کنند..

گذشته ازاین موارددرخط تولید،تنهاتولیدکنندگان ومخاطبین نیستندکه مقابل هم قرارمیگیرنددراین زمینه بایدنقش سومی راهم قایل شدکه آنهم نقش مهم دولت است به هرحال دولت صاحب تئوری فرهنگی است.  سینماتنهافعالیت صنعتی ،فنی ،زراعتی و...نیست بلکه فرایندی است که تحت تأثیر عواطف ،احساسات واندیشه به دست می آیددرواقع خاستگاه اصلی آن به فکرواندیشه  بازمیگرددسینماباروح واحساس آدمی سروکارداردبه همین دلیل مدیریت آن بایدبه دست انسانهای معناگراواخلاقگراسپرده شودواین افرادبایددانش فرهنگی واجتماعی بسیارخوبی داشته باشند. مابایددرآینده نزدیک به منظوررونق تولید فلمهایی راتولیدکنیم که ازمیان 25 ملیون نفوس مردم افغانستان حداقل 4 ملیون نفررابه سالن های نمایش فلم بکشاندامابرای این امرطوریکه متذکرشدم دچارمشکل جدی هستیم ویکی ازآن مشکلات نبودمکان برای نمایش فیلم است ما34ولایت داریم امادردرمقابل شایدفقط 4 سالن سینماداشته باشیم آن هم تنهادرکابل شهرهرات  بلخ و...که به نام مهدفرهنگ وهنرشهره اند یک سالن سینماهم نداردندویااگرهم است به انباری یا گدام مبدل گردیده است  

راهکارها -وقتی مشکلی مطرح میشودوهریک مشکل راازمنظری بررسی میکنندطبیعی است که بایدبه دنبال راهکارهایی برای حل آن مشکلات نیزبودسخت افزاری یانرم افزاری مهم این است که مابا بحرانی روبه روهستیم وبایداین بحران  محارگردد.

 

-1- به منظورآشنایی بیشترشاگردان مکاتب باهنرسینمااضافه نمودن مضمونی به نام نمایشنامه نویسی وشناخت سینما درسال اول لیسه.

2-وزارت تحصیلات عالی بایدنمرات قبولی درامتحان کانکوردیپارتمنت سینماراافزایش داده وامتحان اختصاصی هنراخذ شود تااشخاصی  به این دیپارتمنت جذب شوندکه دانش هنری بخصوص سینمای داشته باشند.

 

3 - تبدیل شدن دیپارتمنت سینمابه پوهنحی وسپس به پوهنتون سینماوتشکیل پوهنحی های سینمایی درولایات.

 

 

4 تلاش سینماگران افغان برای ساخت فیلمهای آموزشی بادرنظرداشت معیارهای نافذه کشورمان .و –اعتمادمردم به رونددرست فعالیتهای سینمای افغانستان درعرصه ءآموزش وانتقال اندیشه .  

                                   راهکارهاوپیشنهادات درزمینه تولید 

1-ابتدابایدمسئولان محترم فرهنگی سینمارابه عنوان هنراول کشوربپذیرندواین نیازوجودداردواگراین شناخت واین تعریف موردقبول واقع گرددآنگاه میتوان به مدل  سخت افزاری توجه داشت بدین ترتیب عرضه محصولات سینمایی ما میتواندجایگاه شاخص وخوبی دربازارهای سینمایی وجشنواره هاپیداکند.

5-به منظوراشتغال زایی فارغین دیپارتمنت های سینما،مسئولین پوهنحی های فوق بایدنظربه نیاز،پذیرش داشته باشند وبایددرنظربگیرندکه برای چه افرادوبه چه تعدادوبه چه مشاغل تولیدی نیازدارند.

6 -و به منظوربهبودمعضلات نرم افزاری درزمینه تولیدفلم بایددیپارتمنت تخصصی فلمنامه نویسی ایجادشودوبرای تدویراین رشته گروه علمی ودانشگاهی بایدتربیت شوندواین امرحضورتمام وقت اساتیدرامیطلبد(نه یک ساعت درهفته ) ومنابع غنی دراین زمینه که البته درموردجنبه های مدیریت وامکانات مالی آن بایدوزارت اطلاعات وفرهنگ تصمیم اخذداشته وآنراطراحی کند.

7 - خریدوسفارش کتب درموردتولیدچه درزمینه سخت افزاری وچه نرم افزاری.

 

8 تأسیس سینمای کودک درافغانستان بادرنظرداشت فیلترهایی که یک فلم کودک بایدقبل ازپخش ازآنهاعبورکند.- سرمایه گزاری درفلم های تاریخی ومذهبی زیرا  تدویراین امرمیتواندباعث اشتغال زایی صدهانفرازسینماگرانی چون :فیلمنامه نویس ،کارگردان ،تهیه کننده ،طراح صحنه ،طراح لباس ، گریم ، مجری صحنه ،فلم بردار،ادیتور،بازیگروغیره ... شودبه گونه مثال فلم یوسف پیامبریافلم اخراجی هاکه به مدت سه سال برای تقریباًچندصدنفرایجادشغل نمودوبالغ بردوملیاردتومان فروش کردواکنون نیزسریال کمدی تاریخی قهوه تلخ .

 

9 – یکی دیگرازراهکارهایی که به منظورجلوگیری ازتولیدات غیراستانداردبایدبه آن پرداخت این است که تهیه کنندگان بایدبه چهارگروه تقسیم شوندوبراساس ارزیابی کتابچه ای که قبلاً متذکرشدم که درآن به 200 ماده ازقوانین یک فلم استاندارداشاره خواهدشد؛تهیه کننده ای که  فلم وی درگروه 1 باشد-درسال سه فلم میتواند تهیه کندگروه 2 دوفلم وگره 3 یک فلم وگروه 4 اجازه تولیدفلم رانداشته باشد.

 

 

10 - موضوع دیگری که بمنظوربهبود تولیدفلم باید بدان توجه کرداین است که  مخاطبین درسرتاسرجهان بیننده ی چه نوع فلمی اند وبه ویزه تعیین زمان ومکان برای برچیدن مشکلات ازسرراه تولید بسیارحائذاهمیت است وسینماگربایداطلاعات لازم رادرموردبیننده هادرسرتاسردنیاداشته باشد وازعلاقه آنهادرموردنوع فلم آگهی حاصل کند.یکی دیگرازسری پیشنهاداتی که درموردارتقاءتولیدفلم پرمخاطب و به  بنا به نظرکارشناسان سینمامتوان اراه داداین است که ،یک شرکت تولیدی فلم بایدمانندیک تیم فوتبال باشدهمانگونه که تیم های فوتبال بازیکنان وداوران برجسته وباتجربه راازسایرنقاط جهان به تیم شان دعوت میکنندوازتجربیات آنان دربهترشدن بازی استفاده به عمل می آورند؛ یک شرکت تولیدی فلم هم  بایدفلمسازان وفلمنامه نویسان باتجربه راازسایرنقاط جهان دعوت کندودرتولیدیک فلم خوب ازایده ونظرات آنهابهره جویدازسویی اگرفلمی هم درافغانستان قراراست ساخته شودبایدتوسط تولیدمشترک ساخته شودتاازاین جهت دانش وتجربه سینماگران افغان ازنظرکیفی وکمی ارتقاءیابددراینجاهدف ازتولیدمشترک دعوت کارگردانان ،بازیگران وتمامی عوامل باتجربه سازنده یک فیلم است

 

- سینماگرانی که برای تولیدمشترک فلم دعوت میشوندبایدازکشورهای صاحب نام درراستای سینماباشندگرچه این دعوت هاکماکان درافغانستان صورت گرفته امانیازتولیدراتکافونکرده است ولی خوب است که دراین زمینه بیشترفعالیت صورت بگیردهم چنان ضمن دعوت ،سینماگران ورکشاپهای جامع آموزشی رادرراستای تولیدبهترفلم ،چگونه فلم تولیدکردن وغیره ... دایرنمایند. زیرابرای توسعه افکاروایده های سینماگران تنهاکارعملی بسنده نمیکندکارتئوری نیزبایددردستورکارقرارگیردوبرای هرسینماگری که قصد تولیدفلم داردراهنمایی های جامع داده شود.

بایدفیلمسازان جوان درکنارفیلمسازان باتجربه وصاحب سبک به عنوان دستیارفعالیت نمایندوازاندوخته های آنان بهره لازم راکسب نمایندوامادرمراحل بعدی بایدجوانان سهم فعال تری درتولیدفلم داشته باشند زیراسینمای جوان افغانستان دارای روندی ایدئولوزیک ونوگرایانه است که اگرروی ایده های جوان کارشودمیتوان تحولی درتولیدفلم ایجادکرد

 

 

 11 - یکی ازراهکارهایی که درزمینه تولید وبه منظورثبات سینمامیتوان ارائه کرداین است که برای تهیه کنندگان وکارگردانان به شرطی مجوزداده شودکه ازسرمایه گزاری آخرین فلمشان رضایت نامه ای داشته باشند ومابایدنهادهایی رایجادکنیم که برفلمهانظارت داشته باشندمثل شورای پروانه ساخت ،شورای پروانه نمایش وغیره ...

 

12 - به منظوربهبودتولیددرسینمای افعانستان بایددرچهارشهرمهم افغانستان ازقبیل :کابل ،هرات ،مزارشریف ،قندهاراز1 الی 3 فیلم حمایت ویزه ای صورت بگیردتافلم هایی که درآنجاساخته میشودباموضوع بومی ولوکیشن بومی ساخته شودمثلاًًًًًًاگرقراراست فلمی راجع به پل مالان هرات ساخته شودبایدفلمبرداری ومراحل تولیدآن درهرات صورت بگیردنبایدشبیه سازی کنیم واین فیلم رادرشهردیگری تولیدکنیم زیرابااین کارفلم ساخته شده دگربومی نخواهدبود. مابایدطرح وسوزه رابه مناطق مختلف ببریم وبه اقوام وجغرافیاوعنعنات متنوع مردم کشورمان بپردازیم آنگاه یک گام مهم درجهت رسیدن به تنوع ،مضمون وسوزه برداشته ایم ضمن آنکه نوعی رویکردعدالت طلبانه را درسینماتحقق بخشیدیم   

13 - یکی دیگرازراهکارهایی که افزایش تولیدفلم را صددرصدتضمین میکندبحث کوپن یاسهمیه برای عموم مردم است که برای هرفردکه درشهرزندگی میکندیک کوپن به ظرفیت مجموعی 200روپیه درماه اهداشودبه عبارتی دیگریعنی به مخاطب پول  بدهیم  

تااوبااین پول به سینمابیایدوفیلم ببیند برای این منظورکه پول اهداءشده درزمینه های دیگرجزسینمابه مصرف نرسدبایدمبلغ اهداء شده به شکل کوپن باشدوهرفردبتواندبه وسیله این کوپن چندباردرماه به سینمابیایدوفیلم ببیند گرچه امکان داردفلمی که روی پرده میروددارای  مخاطب  خاص خودنباشداماچون شخص میخواهدکوپن اش راخرج کندبه جای اینکه به پارکهاوبازارهابرودوبرای خودودیگران مزاحمت ایجادکندبه سینمایابهتربگویم به دانشگاه عمومی می رودبه تدریج این فرهنگ جامی افتدودرآینده نزدیک سالن های سینمابه اندازه  وسعت افغانستان گسترش میابدوموقعیت گسترش این تحول اقتصادی درجامعه مافراهم میشوداز این لحاظ هرگاه سینماپرازتماشاچی باشدفلم سازان وسینماگران چاره ای جزتولیدفلم ندارند ودولت هم چاره ای جزهمکاری . زیرازمانی که سینمابه یک فرهنگ سرتاسری ویک نیازصددرصدی مبدل شوددراین زمینه بانک جهانی بایدافغانستان رایاری رساند. ازسویی وقتی بحثی ازپول به میان می آیدطبیعی است که گروهی ازمافیاایجادخواهندشدامابایداین پول تنهابه هدف کمک به سینمای افغانستان استفاده شودوبرای اینکارمدیریت سنجیده لازم است تاپول موردسوءاستفاده قرارنگیرد

 

14من براین باورم که  یکی دیگرازگامهایی که بایددرجهت بهبودتولیدبرداشت ؛ایجادجشنواره منطقوی درسطح آسیااست فکرمیکنم وقت آن رسیده که جشنواره منطقوی رادرسطح آسیابرگزارکنیم تاازاین طریق کسب درآمدنمایم .

15موضوع دیگر  کارپزوهش وتقویت مبانی علمی وعملی دربرنامه سازی فلمهای هنری بسیارمهم است تلویزیون ملی میتواندبرای این منظورآرشیف تخصصی فلمهای هنری داشته باشد،

16داشتن کتابخانه وبرگزاری نشستهاوسخنرانی هاوپیشنهادات برای تألیف وپزوهش در زمینه بهبودوارزش یابی تولید حداقل چهارروز درماه .

واگرتولیدفلمهای هنری رشدپیداکندسایربرنامه هاراهم تحت تأثیرمثبت خودقرارخواهد داد.

17–همکاری همه جانبه  رسانه ها بمنظور رونق وپخش فلم های تولیدشده باسینما افغانستان .

   

18نام گدذاری یک روزبه نام روز سینما درافغانستان  وهرساله تجلیل وگرامی داشت ازاین روزوتعهد مسولین برای عملی نمودن بند های ذکرشده دراین سمینار

 

دراخیرامیدوارم بیاناتم بتواند تحولی هرچنداندک درراستای سینمای کشورعزیز مان افغانستان برداردهم چنان بایدیادآورشوم که بهتراست که برای یک بارهم که شده نسبت به مسئله بحران درسینمای افغانستان  شخصی وتعارفی برخورد ننمایم وبرای یک بارهم که شده خودمان راکناربگزاریم وبه دادسینماومشکلات آن برسیم.

ومن الله تو فیق بهارتوانگر

20/ 2/1390