دولت و سینما

 

 

برای گریز از مقدمه با چند جمله کوتاه به موضوع مورد بحث متوصل میشوم. و آنچه در این گریز بدان اشاره میکنم شاید معرفی باشد از سینما برای دولت.

 سینما اثر گزار ترین ابزار فرهنگی در روز گارکنونی است.

 آندره مالرو برای دولت ها از سینما چنین میگوید  سینما راهی کوتاه برای مردمی کردن فرهنگ و دستیابی به دیموکراسی فرهنگی است.

 ضمن تاکید بر این مقوله ها من نیز براین باورم که سینما مخصوصا  برای کشورهای پس از جنگ ویا در حال جنگ(-که شاید کشورما یکی ازاین تعابیر را به خود اختصاص داده باشد.)

 به مثابه حامی فرهنگ عمومی ، ابزار موثر برای ارتقایی فرهنگ مدنی و دیموکراسی،  و رساترین حربه ائی رسانه ای ملت ها و  دولت هاست.1

بنا به این باید رابطه مستحکم و مسولیت پذیر بین دولت ها و جامعه سینمائی با فرآیند ها ی موثر و عام گیر وجود داشته باشد .

در کشور ما رابطه دولت وسینما در چند وجه باید مورد بازنگری قرار گیرد

بدون شک سینما یک نیاز مبرهم برای دولت است . و دولت دردو بخش عمده ، اجتماعی ،  تبلیغاتی و بعضا اقتصادی از آن بهره میگیرد –

در کشور ما احساس نیاز به سینما از طرف دولت یک احساس مجهول و شناخته نا شده است. و سینما فقط به عنوان وسیله تفنن مطرح میگردد.

و کاملا در کشوری که سالهای سال در نابسامانی وتزلزل  فرهنگی بسر میبرد این شناخت ناکافیست.

معمولا دست اندرکاران سینما و مخصوصا فیلم سازان در تعریف و شناساندن سینما در جامعه که جهش های مدنی هنوز در کم ارضه گی قرار دارد - نقش عمده را ایفا می کنند.

که متاسفانه در این بخش نارسای از طرف فیلم سازان نیز وجود دارد-

تعریف سینما برای دولت در افغانستان شاید ، تولیدات فیلم های تجاری یست که مخاطبش را با اکشن و رقص به سمت خود می کشاند.

تولیدات بدون پیشتبانی هنری،فکری،و سواد سینمای مخاطب افغانی را در چالش عمده قرار داده-

و اگر در این بخش دولت را به عنوان مخاطب مطرح کنیم بدون شک تاثیر عمده در گمراه کردن دولت برای تاثیر و شناخت از سینما داشتیم . که این نقیصه به وضوح در تولیدات فیلم های افغانی وجود دارد .

و در کنار این راه برد ها از طرف دولت ، رسالت فیلم ساز و سینما  از اهمیت خاصتری  بر خوردار است.  سینما مقوله ای است که قدر وقیمت آن به خوبی شناخته نشده و شاید علت آن ارائه رایحه ناشیگراایانه تعدادی از گروه های فیلم سازی باشد .که باید این لایحه شناسایی گردد.

چالش  دیگری که  دولت و سینما  به آن مواجع است . کم ارزشی به سینما از طرف جامعه که بیشترین جمیعت بیسواد اند

 

 

حالا بحث عمده تری مطرح میگردد.

آیا نارسی دولت به سینما از تعریف نادرست بوسیله تولیدات است .

ویا عدم روحیه باور به سینما ؟!

و بحث دیگر اینکه ،

 آیا دولت ها وظیفه دارند تا سینما را تعریف کنند یا جامعه سینمائی.

 در کشور ما برخلاف کشور های متمدن- رابطه دولت- سینما و جامعه به شکل  سه ضلعی   مطرح میشود .

در بافت اجتماع ،  رسانه های چاپی منتقدین ،رسانه های تصویری ،نوسینده گان ،اکادمی های سینمائی – فیلم سازان متعهد برای تعریف سینما به دولت و مردم نقش عمده ای را ایفا میکنند .  از آنجائیکه افغانستان کشوریست که در دموکرات ترین دوره نیز دولت محوری مطرح بوده . برای تعریف و شناساندن – ارزشی، هنر سینما برای جامعه  دولت نیزنقش تعین کننده و اساسی را میتواند ایفا کند .

 ولی با توجه به نکات متذکره در جامعه کنونی خود در قدم اول دولت نیازمند تعریف جدید از سینما است .که این خود به شکل زنجیرای .بوسیله حمایت مالی دولت و حمایت فکری فیلمساز مطرح میگردد .

اگر به گونه مشخصتر بر رابطه سینما و دولت در دوره های مختلف در افغانستان صحبت کنیم .

شاید روند از هم گسیسخته سینما بیشتر مشخص گردد .

تاثیر دولت افغانستان بر سینما آن مخصوصا در دهه، 60 ،70 تاثیر جانبدارانه بوده و لی دست آورد های با ارزشی نیز وجود داشته .

در این دو دهه کمتر بعد  نیاز اجتماعی مطرح میگردید. ولی ویژه گی مخصوصا دهه 60 به تولیدات سینمائی اش بود برخلاف دهه 80 و 90 که امروز ما را در بر میگیرد –

در این دوره هیچ تاثیر مستقیم وغیر مستقیم دولت بر تولیدات سینمائی وجود ندارد

- شاید حمایت مالی از سینما در بودیجه دولت مطرح نباشد.

- سالون های سینما در اختیار دولت نیست.

-  افغان فیلم یگانه مرجع دولتی در بخش سینما- شاید کمترین تولیدات سینمائی را در دهه 80 ، به دلایل مالی داشته.

- تنها اکادمی سینمائی در چوکات دیپارتمنت فعالیت می کند

نه پوهنحی مستقل -

- پالسی  مدون در بخش سینما وجود ندارد-

- با توجه به اینکه افغانستان نقطه عطف سیاسی  سایر کشورهاست  که دولت افغانستان به نفع سینما میتوانست بیشترین استفاده را نماید

روابط بسیار اندک و حتی هیچ با جامعه سینمائی سائر کشورو  نهاد های اکادمیک  شان دارد

 از طرف دولت هیچ تبادله به نفع سینمای کشور با سایر رسانه های  تصویری مخصوص شبکه های تلویزونی وجود  ندارد.

 

 

 

 

سرمایه گزاری بر تولیدات سینمائی در ردیف سایر برنامه های فرهنگی اکثر کشور ها قرار دارد – که کشور ما متاسفانه حتا سالون های سینما اش نیز خالی از حضور مخاطب سینمائی افغانی است.

  

مجموعه سالهای جنگ ورکود فرهنگ تصویری هماننا سایرعرصه  ها ما را وامیدارد تا از نمونه ها تجربه شده با بازدهی موثراز مجموعه راه برد های دیگر کشور ها  استفاده کنیم یا از آن انگیزه بگیریم.  بدون شک در این عرصه ما نیازمند حاصل تجربیات رابطه دولت وسینما از سائر کشور ها استیم

 امید روزی که دیگران تجربیات ما را سرمشق قرار دهند برای مجال کم از محدود کشورهای نام میگیریم که دولت های شان نقش تعین کننده در سینما های شان دارند.

بطور کلی کشور هایکه دغد  غه فرهنگی بیشتر داشتند بیشتر سینما یشانرا حمایت کردند کشورهای چون فرانسه ،آلمان،کوریا و غیره شدیدا علاقمنداند تا فضائی فرهنگی جامعه خود را از هجوم هژمونی محصولات فرهنگ سایر ملل حراست کنند .

 که هر کدام از این کشورها، را ه کارهای جداگانه را برای جلوگیری از  تهاجم تصویری سائر ملل وگسترش تولیدات کشورخود انجام دادند-

 

 

که شاخص ترین مثال آن دولت فرآنسه،آلمان وکوریاست .

در اینجای بحث بطور خلاصه دولت امریکا را در هالیود ، ایران را در آسیا و فرانسه را در اروپا مثال میگیریم .

دولت فرانسه برای داشتن سینمائی ملی ساختار حمایتی بدون تبعیض را برای تولید ونمایش فیلم فرانسوی بدون نیاز به بودیجه ملی بنیادنهاد .

سینما فرانسه  با دونهاد سازمانی  CNCوUNIFRANCE سیاست گزاری به حمایت از برنامه های سینما ائی اش می پردازد.

سینما در فرانسه از روزگار تولدش ، شتابان پیش رفت و تا پیش از جنگ دوم جهانی سینمای برتر جهان بود.

اما در زمانی که پای آمریکائی ها به این عرصه باز شد.

 با استفاده از ابزار های نو و سرمایه گزاری های کلان

صنعت سینما  در این نبرد نا برابر سینمای فرانسه سخت نیازمند یاری و حمایت دولت بود-

و به تنهائی تاب ایستادگی در برابر این هجوم همه جانبه را نداشت.

 دولت از آغاز با دو هدف به عرصه سینما وارد شد .

یاری رسا ندن به سینمای فرهنگی و هنری در برابر فیلم های تجاری وایستادگی در برابر سینمای هالیودی  برای دفاع از نوع تنوع فرهنگی که فرانسوی ها خود را پیشاهنگ دفاع از آن می دانستند.

 

 

(در فرانسه وزارت فرهنگ وارتباطات با تاسیس مرکز ملی سینمای فرانسه با هدف تنظیم مقررات سینمایی،حمایت از صنایع فیلم،رسانه،ویدئو و مالتی مدیا،ترویج و معرفی آثار سینمایی برای توزیع در میان مخاطبان،محافظت و ارتقای میراث سینمایی فرآیند مدیریت سینمای فرانسه را بدون نیاز به بودجه ملی دنبال می کند.مرکز ملی سینمای فرانسه با تایید سرمایه گذاران برای تولید،اعطای مجوزعملیات سینمایی،صدور کارت حرفه ای سینمایی،مشارکت در تهیه گزارش های سینمایی و درجه بندی نمایش فیلم ها و نیز تنظیم مناسبات سینما و تلویزیون و از جمله با در اختیار گذاردند کپی رایگان برای نمایش در شهرستان های دور، برگزاری آیین های گشایش در شهرستان ها، چاپ بروشور و کاتالوگ اثار سینمایی و بهنگام سازی مقررات و نظارت بر کاربرد آنها توسط عوامل تولید می کوشد به ماموریت پیش گفته فایق آید.

بودجه این مرکز از دو ناحیه تامین می شود. نخست اینکه هر فیلمی که در فرانسه اکران می شود مکلف است 10% از میزان فروشش را به حساب این مرکز واریز کند. دوم اینکه تمامی شبکه های تلویزیونی فرانسه مکلفند به میزان 3 تا 5 درصد از میزان قیمت خرید فیلم های غیر فرانسوی را به حساب این مرکز واریز کنند و در تولید اثار سینمایی فرانسوی هم مشارکت داشته باشند.شایان ذکر است بیش از 35% از این بودجه صرف ساخت و بهسازی سالن های سینما می شود. در فرانسه طی سال 2009 تعداد 137 فیلم کاملا فرانسوی و تعداد 93 فیلم به صورت تولید مشترک با کشور های همسایه و فرانسوی زبان ( جمعا 230فیلم ) تولید شده است و در همین سال 190 میلیون قطعه بلیت سینما در فرانسه به فروش رفته که بیانگر آنست که بطور متوسط هر فرانسوی سه بار در سال به سینما رفته است.

مرکزملی سینمای فرانسه دارای چندین کمیسیون تخصصی با حضور نمایندگان اصناف سینمایی(تهیه کنندگان، کارگردانان، بازیگران، توزیع کنندگان و...) است که مسئولیت تصمیم گیری در باره وضع مقررات ، میزان و نوع حمایت ها را در تولید و توزیع و نمایش آثار سینمایی با اعلان شاخص های لازم برای قبول پرونده ها و میزان حمایت برعهده دارد.مرکز ملی سینمای فرانسه دارای700کارمند (با احتساب کارکنان موسسه یونی فرانس و موزه سینما در ترمیم و مرمت و حفظ میراث سینمایی) است و رئیس آن توسط رئیس جمهور بدون محدودیت زمانی انتخاب می شود.

اما در عرضه و معرفی سینمای فرانسه در جهان موسسه "یونی فرانس" زیر مجموعه مرکز ملی سینمای فرانسه با سی نفر کارمند، عهده دار معرفی و تبلیغ سینمای فرانسه است.خدمات تجزیه و تحلیل و نظارت بر بازار سینمای جهان از جمله اهداف و وظایف این سازمان است.یونی فرانس با شرکت در 12 جشنواره و بازر بین المللی هم چون:کن،برلینفونیز،سن سباستین، لوکارنو،پوسان،آمریکا،رم و...می کوشد به معرفی سینمای فرانسه کمک کند.تنظیم و برگزاری جشنواره فیلم های فرانسوی در جهان مانند:یوکوهاما،نیویورک،سیبری،شانگ های پراگ،اتن و... با هدف سه گانه تعامل با خریداران، اصحاب رسانه ها و امکان دیده شدن اثار فرانسوی توسط مردم، رویکرد این فعالیت است.80% از از بودجه یونی فرانس را مرکز ملی

سینمای فرانسه تامین می کند و بقیه توسط حامیان مالی از جمله وزارت امورخارجه فرانسه تامین می شود.این نهاد امکان

 حضور سینماگران فرانسوی(کارگردان و بازیگر) و منتقدان و روزنامه نگارن سینمایی را در بازار ها و فستیوال های خارجی و انجام رایگان زیر نویس تمامی فیلم های فرانسوی را به عهده دارد.هم چنین با پرداخت نیمی از اجاره بهای غرفه های توزیع کنندگان فیلم های فرانسوی در بازار های حهانی از دیگر اقدامات یونی فرانس به شمار می رود.تولید ونشر کاتالوگ سینمای فرانسه بدون هیچ تبعیض و گزینشی از اثار سینمایی جزو دیگر فعالیت های این موسسه است.)

و جالب خواهد بود اگر اشاره کوتاه به تسهیلات ایجاد شده از طرف دولت امریکا به سینمایش بپردازیم .

   دسترسی آسان و مجانی برخی از سینماگران به ابزار آلات نظام همچون هلی کوپتر،تانک وانواع سلاح های پیشرفته وسایر تسهیلات همکی از طرف دولت.

 

در ایران دولت سینمایش را حمایت مادی م معنوی میکند و راه کار های زیادی برای گسترش سینمای داخلی خود دارد و در این اواخر

دولت ایران  تصمیم دارد تا بخشی از بلیط های سینما ها را خریداری وبه صورت رایگان به کارمندان دولت بدهد. تا از این طریق به فروش آثار فرهنگی روی پرده کمک شود و مسلما این امر باعث اطلای تولیدات سینما ی داخلی میگردد.

 

به ادامه تسهیلات متذکره از طرف دولت ها در ابعاد معنوی دیگری نیزاز طرف دولت ها  به سینما ارزش گزاری شده که از جمله میتوان از اعطا نشان لژیون دو نور به رابرت  ردفورد به سپاس یک عمر دستاورد های سینمائی اش بوسیله ریس جمهور فرانسه نیکولاسارکوری در کاخ انیزه.

 اعطا هنری دولت آمریکا برای خانم مریل استریپ ازطرف اوباما ریس جمهور آمریکا .

 

با توجه به تاثیرات روز افزون سینما حمایت دولت ها بعضا به عنوان حمایت فرهنگی افزایش میابد .

شاید این ها راه حلهای احتمالی باشد .

که میتوانم پیشنهاد کنم .

- در قدم اول ،دولت   باید عدالت را در سینما عملی  کند و طرح موثر برای  امکان استفاده از همه امکانات موجود در سینما را برای همه  یکسان پیشبنی نماید .  سینما ما ضرورت به مدیریت فرهنگی متوازن دارد-

- دولت باید ساختار های ناکارآمد را کمرنگ ساخته  وفقدان استراتژی مدون را بوسیله  پر نماید.  

 

 

 

- دولت ها برای تغیر ات نا متعادل مردم نقش ارزنده را میتوانند از طزیق سینما  ایفا نمایند ودر مقابل برای ارتقای سینما وظیفه دارند  .

-ایجاد تعادل فرهنگی ، ایجاد تبلیغات برای رشد سینما ملی و ایجاد قدرت تقابل از لحاظ کمی وکیفی با سینمای سایر کشور ها از جمله استرایژی ممکنه از طرف دولت هاست.

- یکی ازراه های جهش اقتصادی ، ایجاد ساختار های متعادل برای اخذ تکس های  تلویزونی از طریق جذب سریال ها فیلم های خارجی برای حمایت فیلم سازان افغانستان .

-  تقویت نهاد های دولتی ، و مستقل

- ایجاد و به اختیار گرفتن سینما ها  

-مقررات مدون

     ( تنظیم مقررات نه برای تنگ کردن فضای فیلم سازی بلکه         برای ایجاد سهولت ها و راه بردهای منصفانه برای ارتقای تولیدات سینمای از لحاظ  کمی و کیفی) –

حمایت از سینما به عنوان صنعت و هنر.

 ترویج و معرفی آثار سینمائی برای توضیح در بین مخاطبان،

 - ایجاد صندوق مالی ،

  - حمایت از دیپارتمنت سینما و سائر نهاد های اکادمی . . .

 که اینها همه ضرورات به تدابیر جدی و عملکرد منصفانه دارد-

باید نام اشخاص زیر مجموعه نام فیلم ها باشدنه بر عکس این شاید  یکی از تدابیر منصفانه خواهد بود .

 تاثیر پزیری های تصاویر وارداتی، رکود سینمای افغانی  صدمه جبران ناپزیری را برپیکر جامعه و مردم افغانستان وارد خواهد کرد که جبران اش را هیچ تفنک و تانک نخواهد نمود .

 واین نقصیه ها را فقط سینما بوسیله حمایت دولت و تعهد فیلم سازان میتواند رفع کند.

از یک طرف چالش های سیاسی ، نوپا بودن جامعه مدنی و از طرف دیگربافت جامعه سنتی سینما را در یک وضعیت عدم شناخت قرار داده که در کنار حمایت های دولت  نقش قلم متقدین، اکادمی ها سینما فیلم سازان روان شناسان و... بسیار

 

ارزنده و حیاتی است.به امید سینمای قوی و سالون های سینمای پر از مخاطب ...

 

 

 

 

رویا سادات     

دولت وسینما